بدون تعارف فیلم های تلویزیونی و سینمایی ایران، سالهاست که با محتوایی چرند و بس مزخرف، مهمان خانه ها و سینمای ما ایرانی ها شده است. فیلم هایی که اساساً بی محتوا هستند. نه هدف خاصی رو نشانه می گیرند و نه مخاطب خاصی رو در بر میگرد. فقط همین که دو نفر برای رسیدن به دختر مورد علاقه شون تلاش کنند و آخر فیلم با یک جشن عروسی و چهار تا سوت و قر کمر، به خوبی و خوشی برن سر خونه زندگی شون میشه محتوای فیلم. نهایتش چهارتا صحنه تیراندازی و دزد و پلیس بازی در بیارن و باز آخرش نقش منفی که همون آقا دزده باشه بره زندان میشه فیلم. مابقی فیلم ها هم محتوایی به اصطلاح طنز دارند! همین که چهار تا خل و دیوونه جلوی دوربین دلقک بازی در بیارند میشه طنز مملکت ما. این، کل سینمای ماست در این سالها. اینکه در جامعه واقعی ما چه می گذرد اصلاً اهمیت ندارد، فقط 100 دقیقه نمایش مزخرف تولید کردن کافیست تا مخاطب با هر محتوایی که باشد، هرچند پوچ و بی هدف سرگرم شود.
این یعنی ابتذال. ابتذال دقیقاً همین است. ابتذال یعنی به گند کشیدن چیزی. خب سینمای ما هم که با این چیزها به گند کشیده شده. اگر غیر از این است، پس ابتذال چیست؟ دیده شدن موی هنرپیشه زن؟ لباس تنگ هنرپیشه؟ آرایش هنرپیشه؟ کلام و ادبیات هنرپیشه؟ نشان دادن واقعیت ها؟ آیا اینها مصادیق ابتذال هستند؟ واقعاً اینها یعنی ابتذال؟ نشان دادن واقعیت های جامعه، هرچند زشت، یعنی ابتذال؟ اگر این ابتذال است، پس کل زندگی و جامعه مان هم مبتذل است! نه خیر، ابتذال را همان هایی به سینما می آورند که سعی در زدودن آن از سینما دارند و الا نشان دادن واقعیات جامعه که ابتذال نیست. ابتذال یعنی چیزی را در حد افراط مورد استعمال قرار دادن. آنقدر که به اصطلاح آن چیز لوس شود. آنقدر که دیگر حالمان ازش بهم بخورد. زشت شود. یعنی همان سریال های تلویزیونی ماه رمضان و عید نوروز که مثل ملخ ها به برنامه های تلویزیونی هجوم میارند.
فیلم های مزخرف و پوچی که فقط خوراک قر کمر و بشکن و هرهر و کرکر و دلقک بازی و جنگولک بازی باشه الان توی سینمای ایران مثل نقل و نبات، فت و فراوان ریخته. قیافه های مضحک که امروزه اشتباهاً بجای سیرک، در سردر سینما ها دیده می شود سینمای ما را مبتذل کرده اند. اخراجی های 1 و 2 و 3 و … آتش بس و امثالهم نمونه های بارز فیلم های مبتذل هستند.
اینجا ایران است و این هم سینمای ایران است.
کاش بجای این همه مزخرفات، کسی بود که فیلمی می ساخت مثل Requiem For A Dream تا بلکه درد و نکبتی به نام اعتیاد (مواد مخدر) که این سالها گریبان جامعه اسلامی مان را سخت می فشرد به نمایش گذارد.
کاش یکی را داشتیم تا تاریخ و تمدن مان را به جهان نشان دهد تا دیگران به خودشان جرأت تمدن سازی برای ما ندهند و 300 درست نکنند.
کاش یکی بود که واقعیت را نشان دهد نه فقط به فکر جیب خودش باشد.
دست نگه داشته و هیچ غلطی نمی کنیم، بعد در رسانه ها داد و بیداد می کنیم که ای وای، مردم، دشمن، دشمن در کمین است، دشمن برایمان نقشه کشیده است، مورد تهاجم فرهنگی قرار گرفته ایم. دشمن دست به جنگ نرم زده است، دشمن از طریق فیلم و ماهواره و اینترنت به خانه هایتان آمده است. دشمن، مراقب باشید، دشمن. زهر مار دشمن، مرگ دشمن، کوفت دشمن. دشمن این مردم خود تو هستی. تویی که فکر می کنی برحقی و کلامت حق است. اگر امروز روی کیف و دفتر بچه های مدرسه ای، عکس جومونگ و سوسانو و بتمن و هزار جور باربی هست، مقصرش خود تو هستی. تو که لیاقت دفاع از فرهنگ و اصالت ایرانی رو نداشتی. تو که حتی نتونستی به دانش آموزهای دبستانی، ایران رو بشناسونی. تو به درد هیچ ایرانی نمی خوری.