اکنون اندکی بیش از سی سال از پایه ریزی و ظهور جمهوری اسلامی می گذرد. حکومتی که در لفافه دین و مذهب هرآنچه خواست کرد و به نام دین انجام داد. نظامی که همواره نام اسلام را یدک می کشید و برای بقای خود به هر کاری تن داد. از این نظر بی شباهت با مسیحیت قرون وسطی نیست. مسیحیتی که فقط به نام مسیح بود اما در دست حاکمان مزدور و جاه طلبی بود که جنون قدرت و طمع ثروت هر لحظه در وجودشان شدت می یافت و راه را برای بازگذشت تنگ تر می کرد و در نهایت انفجار عقده های توده، دودمانشان را بر باد داد. و تاریخ تکرار می شود و به عقیده من احمق ها آن را تکرار می کنند، حالا چه در همان سرزمین و جغرافیا و چه در سرزمین دیگری، چه در غرب و چه در شرق.
نابود سازی مخالفان، به محض به قدرت رسیدن
از اولین اقدامات هر نظام دیکتاتوری، سرکوب و نابودسازی مخالفان حکومت است. چه هیتلر، چه موسولینی و چه جمهوری اسلامی که به محض به قدرت رسیدن، مخالفان خود را قتل عام کردند و این از اولین اقدامات هر نظام دیکتاتور مآبانه ای است. اعدام زندانیان سیاسی در تابستان سال 67 به دستور خمینی و دفن معدومین به شیوه غیر اسلامی در گورهای دسته جمعی، از اولین اقدامات جنایتکارانه جمهوری اسلامی است. بدون شک زندانیان سیاسی می توانستند از خطرناک ترین افراد و بزرگترین تهدیدات برای جمهوری اسلامی باشند، هر چند که آزادی آنها به سادگی میسر نبود.
ترور شخصیت های برجسته و روشنفکر جامعه
از جمله افراد دیگری که می توانند برای هر نظام دیکتاتوری تهدیدآمیز و خطرناک باشد، نویسندگان و شاعران هستند. قشر روشنفکر جامعه که با قلم خود، افکار عمومی را هدایت می کنند. قتل های زنجیره ای دهه 60 و 70 یکی دیگر از نشانه های حکومت فاشیستیست. ترور مرموز بیش از 80 نویسنده و شاعر و فعال سیاسی و اجتماعی مملکت، آن هم نه در یک سال و دو سال، بلکه در سالهای متمادی، با نقشه های از پیش تعیین شده و برنامه ریزی شده از دیگر جنایات حکومت علیه روشنفکران جامعه بود، در حالی که جامعه عمومی از از خصومت نظام با آن افراد و اندیشه هایشان آگاه بود. و به سادگی بعد از پاک سازی جامعه از مخالفان اندیشمند، آقای خامنه ای، رهبر حکومت، مجموعه این قتل ها را به پای دشمان خارجی از جمله اسرائیل انداختند!
دروغ، دروغ و دروغ
درواقع دروغ چاشنی تمام رفتارهای یک نظام مستبد و خودخواه است که همیشه و همه جا به آن توسل می جوید. برای نظام جمهوری اسلامی، اگر بخواهیم دروغ ها را شمارش کنیم، بی جهت وقت را تلف کرده ایم، کافیست که تلویزیون را روشن کرده و به اخبار آن گوش کنیم!
سناریوهای دروغین، بهانه ای برای هرس جامعه از افراد آگاه
یکی دیگر از مصادیق نظام های مستبد و دیکتاتور، پی ریزی سناریوهای دروغین جهت سمت و سو دادن به افکار عمومیست. به نحوی که دولت و به طور کلی حکومت را مشروع و مظلوم جلوه دهد، تا از این طریق بتواند هر از گاهی مخالفان خود را قانوناً در جامعه هرس کند.انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 و نتیجه متحیرکننده آن تعجب همگان را برانگیخت در حالی که انتظار می رفت یکی از نامزدهای اصلاح طلب انتخاب شود، نتیجه شمارش آراء چیز دیگری را نشان میداد. محمود احمدی نژاد برای بار دوم به مقام ریاست جمهوری منتسب گردید تا به قول خودش آنچه که در دوره اول کاشته را در این دوره برداشت کند. طبیعتاً این نتیجه غیر طبیعی، خشم و انزجار مردم را در پی داشت و آنها را به خیابان ها فراخواند تا بلکه بتوانند با اعتراضات خود، طعم دموکراسی را بچشند.در اوج اغتشاشات و درگیری های خیابانی، این حماقت محض بود اگر حکومت به زانو می آمد و به حیله پنهان پشت پرده انتخابات اعتراف می کرد. پس تا پای جان مردم خود پیش رفت و در مقابل مردم بی دفاع، بی رحمانه اسلحه به دست به کشتار آنها پرداخت. این فضاحت که برای همیشه در تاریخ جمهوری اسلامی منقوش شد به حدی فجیع بود که افراد در رأس و سران مملکت به جان هم افتادند تا اینکه آقای خامنه ای در مقام رهبری به عنوان فصل الخطاب اظهار داشتند که در خانه هایتان آرام بنشینید، در غیر این صورت مسئولیت جانتان با خودتان است. گرچه مسئولیت جان آن عده افرادی که تا آن لحظه کشته بودند را حکومت قبول نمی کرد.این سناریوی از پیش طراحی شده، یعنی انتخابات ریاست جمهوری آنچنان دقیق طراحی شده بود که به قول معروف، مو لای درز آن نمی رفت، اما نتایج چنان متحیرکننده و دور از انتظار بود که درزی برای شکافتن باقی نمی گذاشت. با این حال، حکومت، تنها در صورتی به تقلبی بودن نتایج تن در می داد که مدرکی دال بر آن وجود داشته باشد. چند هفته بعد از آن، در جریان بازدید از ساختمان نیمه کاره کتابخانه مرکزی شیراز توسط چند تن از مسئولین برای احداث آن، که این بازدید سرزده انجام شد، چند صندوق رأی مربوط به انتخابات ریاست جمهوری در حالی که هنوز پلمب بودند، توسط دوربین یک خبرنگار ثبت شد. از مردم اصرار به دروغین بودن نتایج انتخابات و از حکومت و با مهر خشک شده ریاستش انکار.پس لرزه های این اعتراضات در روز قدس، روز دانش آموز و روز 22 بهن نیز سرکوب شد و دولت عملاً توانست بر مردم فائق آید. دولتی که به خاطرش آبرو و حیثیت نظام و سرانش برده شد.
عدم توجه به اعتراضات مردمی، سرکوب اعتراضات، و کشتار مردم در پی شدت اعتراضات، یکی دیگر از خصوصیات نظام دیکتاتوری است.
ترس از قشر روشنفکر جامعه و عدم انتقاد پذیری
عموماً، دیکتاتورها از افراد باهوش تر از خود می هراسند و به هر نحوی شده آنها را سر به نیست می کنند. به همین دلیل است که هیچگاه انتقاد پذیر نیستند و با منتقدان خود، همچون دشمنان خود برخورد می کنند.خود برتربینی و در پی آن، نژاد پرستیست. خود برتر بینی، یکی دیگر از مشخصه های حاکمان دیتاتور است. عدم انتقاد پذیری و تحمل شنیدن مشکلات و نا رسایی های حکومت به حدی شدت می یابد که سران حکومت، خودشان را مبری از هر خطا و اشتباهی می یابند. تا آنجا که خود را منجی جهان می پندارند و فکر می کنند که خداوند آنها را بر این گماشته تا در سرارسر جهان حکومت خود را برپا سازند و همگی مردم دنیا را به راه خویش آورند. این حس آنقدر با آنها عجین می شود که حتی تا مرحله خدا بودن هم پیش می روند! در جمهوری اسلامی نیز، این پدیده اتفاق می افتد. آنجا که آقای مصباح یزدی می فرمایند «اطاعت از رئیس جمهور، اطاعت از خداست» یکی از نمونه های این حس خودبزرگ بینی است. این اندیشه را حتی خود آقای احمدی نژاد نیز بارها به زبان آورده اند. این حس خود برتر بینی در نهایت منجر به نژاد پرستی می شود. پر واضح است که همواره حکومت های نژادپرست، به فاشیسم راه می یابند.همواره در نظام جمهوری اسلامی بحث ها و درگیری هایی بین دو مذهب شیعه و سنی وجود داشته و دارد. علارغم اینکه ظاهراً جمهوری اسلامی، برخی از مذاهب و ادیان را به رسمیت می شناسد، اما همیشه به اسلام و مذهب شیعه، بها داده و از توسعه و گسترش سایر مذاهب و ادیان در کشور جلوگیری به عمل آورده و حتی مانع انجام اعمال عبادی آنها نیز می شود.
سانسور و ترس از آگاهی توده
سانسور، یکی دیگر از ابزارهای مورد استفاده حکومت های دیکتاتور است. همانطور که می دانیم، ایران پس از چین، بزرگترین سانسورکننده اینترنت است. اینترنت به عنوان یک فضای آزاد می تواند برای هر نظام های دیکتاتوری خطر آفرین باشد. پس برای از بین بردن این آزادی (که اساساً دیکتاتوری در تضاد با آزادی است) دست به سانسور و فیلتر کردن این محیط آزاد می زنند. البته جمهوری اسلامی در ابتدایی که استفاده از اینترنت در کشور رواج یافت، هدف از فیلترینگ را عدم دسترسی به سایت های غیر اخلاقی و غیر اسلامی ذکر کرد، اما حال کار به آنجا رسیده که فیلتر کردن سایت های مخالف یا حتی منتقد نظام در اولویت بالاتری نسبت به سایت های غیر اخلاقی دارد. چه بسا در این نهاد، بسیاری بر حسب نظر شخصی خود، دستور انسداد سایت ها را صادر می کنند. پیشینه سانسور، پیش از این گریبان نشریات را گرفته و همچنان ادامه دارد و بلکه هر ساله شدت هم می یابد و بر تعداد روزنامه ها و مجلات که سالانه پلمب می شوند افزوده می شود. ممنوع التصویر و ممنوع الصدا بودن برخی از مجریان و یا هنرپیشه ها در صدا و سیما و رادیو نیز نوع دیگری از سانسور است. پدید آمدن واژه هایی چون «ممنوع التصویر»، «ممنوع الصدا»، «ممنوع القلم» نتیجه سانسور و سرکوب است که اگر نباشند، آگاهی در بین توده به وجود می آید. و هیچ حاکم خودرأی و مستبدی نمی خواهد که مردمش آگاهی سیاسی و اجتماعی کسب کنند.